سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
36
نامه ها و اسناد سياسى ( فارسى )
كمال عقلپطرسبورغ 30 اوريل فرنگى شعبان جناب محتشم مكرم حاجى محمدحسن امين از مصائب غيرمنتظره مصون باشند سطريكه در حاشيهء مكتوب سابق نوشته بوديد گويا از خاطر محو شده بود - شخص چون جوان باشد هميشه مقهور حاسات طبيعيه است - نه عقل را بر فرحت و حزن و غضب آن حكميست نه دين را - كمال عقل و تدين حقيقى كه انسان را در شيخوخت حاصل مىشود بايد از سطوت طبيعتاش رهائى بخشد و حاسات طبيعيه را مضمحل گرداند - تا آنكه فرحت و اندوه و خشم آن همه در دائرهء عقل و دين بوده باشد - ازين راه ميتوانم بگويم كه شما را پس ازين نمىسزد كه از موت والده و فوت كريمه اندوهناك شويد - بلكه بايد درين عمر پس از همه تجربهها و معاشرت با اصناف عالم از صالح و طالح اندوه شما بر ارتكاب رذيلهء و يا ترك فضيلتى باشد - و فرحت شما باصلاح ذات خود و تحليهء آن بصفات حسنه و اخلاق كريمهء كه اعاظم افراد انسان بدانها فخر ميكردند بوده باشد - نه به غير آن - و اصلاح ذات خود ( چون تجارت ) بعد از عطيه آلهيه موقوف بسعى و اجتهاد است - و فكر شبانه روز ميخواهد - و حساب بايد كرد - و هميشه بايد در خوف و وجل بود كه مبادا در حساب خطا شده باشد - و افكار عقليه و اخلاق نفسانيه را ( چون بضاعت تجارت ) بايد تجربهها كرد و باهل خبره نشان داد و سؤال كرد و تفتيش نمود - البته اهتمام انسان در قوام ذات خود اشرفست از سعى آن در خارج از خود - و چنان گمان نشود كه بايد از كار جهان دست كشيد - نه نه - بلكه بايد كار جهان را بر نهج حق و عدل از براى ( خدا ) كرد و چنان كه ( خدا )